ع مثل عليرضآ و س مثل سميرا

ابگرمكن!!

وقتي ميرم حموم يه ابگرمكن هم داريم كه منو هر ٥ دقيقه يه بار به چالش اب يخ دعوت ميكنههههه

يعني در اين حدددد

[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 2:14 ] [ عليرضا ]

[ ]

اين به اون در!!

همينطور كه ما فرق كازينو و كاباره و ديسكو رو نفهميديمممم

خارجي ها هم فرق بين تكيه و حسينيه و مسجد رو نفهميدن!!

بعلعههههههه

[ شنبه هشتم شهریور 1393 ] [ 19:58 ] [ عليرضا ]

[ ]

يكي ميگفت؛

يكي ميگفت؛ هيچي بدتر از يه دوست دختر شكاك نيس،،

اينقدر بت گير الكي ميده كه مجبور ميشي،،،با اون چهارتاي ديگه كات كني!!

يعني در اين حدددد

[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 10:15 ] [ عليرضا ]

[ ]

تاكسي!!

اول خط سوار تاكسي شدم،،١نفر مونده بود تاكسي پُر شهههه

بعد نيم ساعت يه دختره اومد،،،راننده به شوخي گفت؛ خانوم ما يه ساعته منتظر شماييم!!!

دختره هول شد و گفت؛ ببخشيد ،،،،خواب موندم!!!

يني ما ٤ نفررررر،،،منهدم شديممم

خوده تاكسيهههه از شدت خنده استارتتت نميخووورد!!!

والا،،،،

[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 10:8 ] [ عليرضا ]

[ ]

بعضي ها

بعضي ها يه جوري از روز جمعه و بعدازظهراش،،،اه و ناله ميكنن كه انگار باقي روزهاي هفته رو ،،تو سواحل هاوايي خوشگذراني ميكنن!

والا

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 22:38 ] [ عليرضا ]

[ ]

ههههخخخخخخ

اينكه من اينقد بامزه م،،،دست خودم نيس

يه نگاه كنين ببينيد دست شما نيست!؟!؟!؟!

ههههههخخخخخ

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 22:31 ] [ عليرضا ]

[ ]

تصميم

عاقا من تصميم گرفتم كه نه با هواپيما جايي برم،،چون يهو سقوط ميكنههه

اتوبوس هم كه خود به خود اتيش ميگيرههههه

پرايد هم كه مستقيم ميبرمون جهنمممم

قطار هم كه از ريل خارج ميشهههههه

فقط ميرم تن تاك ميخرم،،پياده با خيال راحت همه جا ميرمممم

والا

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 7:40 ] [ عليرضا ]

[ ]

بعلهههه

هر چه سردتر با من برخورد كرد،،،بيشتر از قبل بهش وابسته شدمممم

.

.

.

.

.


ادامه مطلب

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 7:37 ] [ عليرضا ]

[ ]

يه جمله ي قشنگ!

اينقدر عاشقانه زندگي كن،،

كه اگر روزي رازهايت فاش شود،،

بغض دنيا بتركد!!!

[ چهارشنبه پنجم شهریور 1393 ] [ 7:33 ] [ عليرضا ]

[ ]

گرگ مهربوون!

سلام بچه ها،،بخدا درگيرم نميتونم كامنتهاي قشنگتونو تاييد كنمم،،شرمندمممم

همتونو دوسدارم،،،به عشقتون اينجا رو ميگردونمممم

فداتووووووون

گرگ مهربوون هم ناراحت نباش ازم،،،

ببينم اگه پسورد بدم ميتوني خودت بياي تاييدش كني!؟!؟!

بي زحمت!!! 

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 13:14 ] [ عليرضا ]

[ ]

اسيد لطفن!!

به دختره ميگم؛ متولد چ سالي هستي!؟!؟

ميگه؛ ٦٩!!

ميگم؛ چ ماهي!؟!؟

برگشته ميگه؛ مرسي!!! تو هم خعلي ماهي!!

من ديگه حرفي نداررم،،،فقط اسيد ميخوامممممم

ههههههههخخخخ

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 13:1 ] [ عليرضا ]

[ ]

مامانمممم

مامانم ميگه؛ يه غذايي براتون درست كنم كه انگشتاتونم باهاش بخوريد!!

منم گفتم؛ اگه انگشتانمونو نخورديم چي!؟!؟!

چپ چپ بم نگاه كرد و گفت؛ اونوقت خودم قطع شون ميكنم و به زور فرو ميكنم تو حلقت!!

الان چن روز جرات نميكنم،،موقع غذا خووردن انگشتامو رو از دهنم در بيارررم،،

يه وضعيهههههه

هههههههههخخخخ

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 12:57 ] [ عليرضا ]

[ ]

ديه الان اينطوريهههه

باباههه به دخترش ميگه؛ دخترم برو يه ليوان اب بيار!

دختره ميگه؛ من دارم تلويزيون ميبينم خودت پاشو بيارررر

دختر كوچيكه بي هوا ميگه؛ بابايي اين دخترت خعلي بيشعوره،،،فقط بي زحمت سر راه يه ليوان واسه منم ييارررر

والا،،،،،

ديه چي ميشه گفت!؟!؟!؟

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 12:49 ] [ عليرضا ]

[ ]

يوسف خودمممم!!!هههههخخخخخ

موقعي كه حضرت يوسف رو خدا خلق كرررد

يوسف رو به خدا كرد و گفت؛ خداي بزرگ،،،رسالت من چيست!؟!؟؟!

خدا هم يه نگا بش كرد و گفت؛ تو رسالت خاصي نداري،،،فقط پا نده!!

ب همين بركتتتتتت

ههههههههخخخخخخخ

[ سه شنبه چهارم شهریور 1393 ] [ 12:47 ] [ عليرضا ]

[ ]

فرش شفقي تبريز!!

اونقدي كه تو كاراي من گره هستا،،،تو فرش شفقي تبريز نيس،،،

دي!!

[ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393 ] [ 11:6 ] [ عليرضا ]

[ ]

ازدواج!!

ازدواج كردن تو سن ٢٢-٢٣ سالگي مث اين ميمونه كه مهموني رو ساعت ٩:٣٠ دقيقه ترك كني!!

[ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ] [ 10:3 ] [ عليرضا ]

[ ]

بعضيامم

بعضيام كاملاً مشخصهههه كه بيشعوري رو اگاهانه انتخاب كردندددد

والا

[ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ] [ 9:55 ] [ عليرضا ]

[ ]

مامانممم

به مامانم ميگم؛ طرفم منو خعلي دوسم دارهههه

ميگه؛ بش محل نذاررررر

ميگم؛ اخههه همش اس ميدهههه

ميگه؛ فك كن ايرانسله!!

يعني تا حالا به اين سرعت قانع نشدههه بودمممم

بعلهههه

[ شنبه بیست و پنجم مرداد 1393 ] [ 9:53 ] [ عليرضا ]

[ ]

نيوتن!

يه قانون نيوتن هم هس كه ميگه؛

هر وسيله يي رو كه مامانت جمع ميكنه حتمن گم ميشهههههه

[ جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 ] [ 8:24 ] [ عليرضا ]

[ ]

D:

نميخام از خودم تعريف كنمممم

ولي باور كنيدد تو هر مركز خريدي پا ميذارم،،

درش خود به خود باز ميشههههه

بعلهههههه

[ جمعه بیست و چهارم مرداد 1393 ] [ 8:22 ] [ عليرضا ]

[ ]

ملت چ سوالهايي كه نميپرسن!؟!؟ والا

رفتم سر خاك پدر بزرگم!!

دختره اومده پيشم نشسته ميگه؛ فوت كردن!؟!؟!گفتم؛ نه فردا امتحان رياضي داره،،، خودشو به خواب زده كه نره!!

والا،،،،،

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ 19:53 ] [ عليرضا ]

[ ]

دليلش همينهههه

يكي از دلايلي كه من تا حالا نمردم اينه كه پول نداررررم تا سوار هواپيما بشمممم!!!

بعلههههههه

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ 19:50 ] [ عليرضا ]

[ ]

دوستممم

به دوستم زنگيدم و گفتم؛ كدوم گوري هستي توله سگ!؟!؟

يهو ديدم باباش گفت؛من خوده سگم،توله سگ از حموم در بياد ميگم؛ بزنگه!!

ولي خداييش خعلي باباش منطقي بوووود!!!

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ 12:5 ] [ عليرضا ]

[ ]

والا

بعضيام وقتي دارن با عابر بانك كار ميكنن

جوري قيافه ميگيرن كه انگار دارن، بانك مركزي امريكا رو هك ميكنن،،

شارژ ايرانسلتو بگيررر بابا،،كار داريممممم 

والا

هههههههههخخخخ

[ پنجشنبه بیست و سوم مرداد 1393 ] [ 11:30 ] [ عليرضا ]

[ ]

شرمنده ديهههه

اهاي دختر خانومي كه قرار بود،،توي دانشگاه باهم تصادف كنيم و جزوه هات بريزه زمين،بعد من جمعش كنم و بعد عاشقت بشممم

ميخام بگم؛؛برات ارزوي موفقيت دارم!!

منتظر من نباشششش

من كنكور گَند زدممم،،نميتونم بيام دانشگاه!!

خدافظظظ

[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ 21:49 ] [ عليرضا ]

[ ]

به همين سادگي!!

ميگن؛ اون دنيا جلوي خدا،،همه ي اعضاي بدن شهادت ميدن!!

من اگه يكي دو تا از عضوام گوه بازي در نيارن! ميرمممم بهشت!!

به همين سادگي!!

بعلهههههههههههه

[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ 21:46 ] [ عليرضا ]

[ ]

تاكسي!!

سوار تاكسي بودم،،به مقصد كه رسيدممم گفتم؛ عاقا،،ممنون، من كنار اون وانت پياده ميشممم يهوووو وانتي حركت كرد!!

هيچي ديگهههه،،،من الان از اتوبان قم براتون پست ميزارم!!!

[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ 20:48 ] [ عليرضا ]

[ ]

اينو ميدونستي!!

خداييشششش من از مهمترين الگوهاي فاميلمون هستمممممم

همه به بچه هاشون ميگن: اينو ميبيني!!

سعي كن مثل اين نشي!!

والا بخدآآآآآآآآآ

[ شنبه هجدهم مرداد 1393 ] [ 20:24 ] [ عليرضا ]

[ ]

دقت كردين!؟!؟

تو پاساژها دقت كردين،،،بعضي مردا دست خانومشونو ميگيرن!!

چون اگه دستشو ول كنن ميرن خريددددد

رمانتيك بنظر ميرسه ولي ماهيت اقتصادي دارهههه

بعلههههههه

[ جمعه هفدهم مرداد 1393 ] [ 21:14 ] [ عليرضا ]

[ ]

احساس ارامشششش!!

احساس ارامشي كه در ((خفه شو)) هست رو هيچ گاه نميتوان در ((عزيزم،لطفن صحبت نكن)) يافت!!

[ جمعه هفدهم مرداد 1393 ] [ 11:56 ] [ عليرضا ]

[ ]